آزار هیجانی کودکان از دیدگاه سیستمی

هر گونه آزار کلامی اعم از تحقیر، پرخاش به کودک از سوی کسی که انتظار می رود کودک را دوست داشته باشد مانند: مادر، پدر، خواهر و برادر را آزار هیجانی می گویند.

 پیام ضمنی این آزارهای کلامی به کودک آن است که:

– خواستنی نیست

– دوست داشتنی نیست

– ارزشمند نیست

و نتیجه آن می شود که کودک نسبت به افراد نزدیک خود بی اعتماد می شود، می ترسد کار جدیدی را شروع کند چون ممکن است مورد انتقاد و سرزنش خانواده  قرار بگیرد، و در نهایت احساس درماندگی و ناامیدی می کند.

ویژگی والدینی که آزار هیجانی می رسانند:

– از نظر هیجانی و عاطفی غیر قابل دسترس هستند.

– پاسخگو مناسب به نیازهای کودک نمی دهند.

– اسنادهای منفی نسبت به کودک و سوبرداشت از رفتارهای او دارند.

– خصومت و بدنام کردن کودک و انواع طردهای دیگر

– تعامل نامتناسب با رشد کودک که مداوم است.

– ناتوانی در، در نظرگرفتن فردیت و مرزهای روانشناختی کودک

– ناتوانی در ارتقای سازگاری اجتماعی کودک مانند: الگوی نامناسب بودن برای کودک، ناتوانی در فراهم کردن فرصت های یادگیری

 ویژگی های شخصیتی مرتبط با ناپختگی هیجانی در فرزندپروری:

– انعطاف ناپذیر و یک جانبه نگر بودند.

– احترام چندانی برای تفاوت ها قایل نیستند

– خودمحور هستند

– با مسایل خودشان درگیرند و مشغولیت ذهنی دارند.

– دوست دارند در مدار توجه باشند.

– از همدلی ضعیفی برخوردارند.

– بی ثبات هستند و ضدو نقیض رفتار می کنند.

– هیجان های شدید ولی سطحی دارند.

هشت نوع سبک شخصیتی در نتیجه تربیت توسط والدین  با ناپختگی هیجانی

1- شخصیت تک و تنها: این کودکان روابط محدودی دارند. مستعد افسردگی و اضطراب اجتماعی هستند. این کودکان به تنهایی عادت دارند نه اینکه تنهایی را دوست داشته باشند. والدین این کودکان اغلب سرد و منفعل هستند.

2- شخصیت کمال گرا: والدین این کودکان اغلب بسیار سخت گیر، منتقد هستند. این کودکان نه تنها به خودشان بلکه به دیگران هم سخت می گیرند.

3- شخصیت پروانه اجتماعی: بچه هایی که اهل بیرون رفتن هستند، با همه سریع دوست می شوند اما روابط آنها سطحی و زودگذر است. والدین آنها اغلب خنثی و طردکننده هستند.

4- شخصیت همدلی افراطی: به طور افراطی خود را نادیده می گیرد و محبت میکند. والدین از نظر هیجانی غیر قابل پیش بینی و بی ثبات بوده اند.

5- شخصیت گناهکار: مسولیت رنج دیگران را می پذیرند. والدین سخت گیر و طردکننده هستند و دلیل افسردگی و حال بد خود را وجود کودک می دانند.

6- شخصیت خون آشام: نیازمند و وابسته به دیگران هستند و می خواهند انرژی عاطفی و روانی و جسمی بقیه را بگیرند.

7- شخصیت متفکر غیرمنطقی: این کودکان چرخه آزار را ادامه می دهند از کاه کوه می سازند و برای رنج خود ساخته خود دنبال مقصر می گردند. خوبی دیگران را کوچک می پندارند و خطاهایشان را فاجعه می پندارند.

8- شخصیت سرکوبگر: این کودکان احساسات خود را سرکوب می کنند نمی خواهند شبیه والدین خود باشند خشم و ترس خود را سرکوب می کنند و جسمانی سازی می کنند یعنی دچار سردرد شکم درد و غیره… می شوند.